♫

متن آهنگ

لب های خندان مرا گرمای دستان مرا

آرامش جان مرا ویرانه کردی

آتیش کشیدی و مرا از من بریدی و مرا

عمری دویدی و مرا دیوانه کردی

گفتى زمستان مى رود، باور کردم

فصل گلستان مى رسد، باور کردم

اما نیامد

اما نیامد

گفتم به دریا میزنم دل را ولى دریا نیامد

گفتم به پایان میبرم شب را ولى فردا نیامد

گفتم که درمان میکند درد مرا دردا نیامد

بیچاره دل در عشق او مجنون شد و لیلا نیامد

گفتم اگر دل کنده ای مرگ مرا باور کن

مرگ مرا در این شب بى انتها باور کن

باور نکردی

باور نکردی

گفتم به دریا میزنم دل را ولى دریا نیامد

گفتم به پایان میبرم شب را ولى فردا نیامد

گفتم که درمان میکند درد مرا دردا نیامد

مشاهده متن کامل

این آهنگ را پخش کن تا متن هم‌زمان پیش برود

نظرها

در حال بارگذاری…

مرتبط

  1. ۱2:58
  2. ۲5:16
  3. ۳5:22
  4. ۴2:28
  5. ۵3:19
  6. ۶1:26
  7. ۷4:48
  8. ۸7:29
  9. ۹4:56
  10. ۱۰3:33
  11. ۱۱5:34