
متن آهنگ
در نگاهت لیلى خود پیدا نکردم با خجالت از چشم تو گلایه کردم
از خود چه بیخود میکند نگاه تو هى میبرد صبر مرا
مجنونتم ای همنشین لیلى من یک دم ببین حال مرا
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم دریا بشى زیبای من غرق نگاهت میشوم
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
دیوانه مرا به دست کى سپردی دیوانه رفتى مرا با خود نبردی
دیوانه مرا به دست کى سپردی دیوانه رفتى مرا با خود نبردی
این عشق شد زندان من این درد شد درمان من رویای تو پایان ندارد
قلبم بلند پرواز شد از چشم تو آغاز شد ترسى از این طوفان ندارد
از دریا نترسانم که من در قلب تو جان میدهم دریا بشى زیبای من غرق نگاهت میشوم
مغرور نشو جانان من حالا که دل در دست توست من که به تو رو میزنم تنها به شوق دیدن تو
دیوانه مرا به دست کى سپردی دیوانه رفتى مرا با خود نبردی
دیوانه مرا به دست کى سپردی دیوانه رفتى مرا با خود نبردی
مشاهده متن کامل
نظرها
در حال بارگذاری…