
متن آهنگ
سرم بازار مسگرهاست دلم در چنگ بربرهاست
چنان با خود گلاویزم درونم جنگ زرگرهاست
نه میلی به سخن دارم نه مشتاقم به خاموشی
که روح جان پریشانم بلاتکلیف باورهاست
تظاهر میکنم خوبم ولی از روی ناچاری
که جانم تنگه ای زخمی به غمگینی بندرهاست
جنون در کاسه مغزم چو سیر و سرکه میجوشد
و من بیزارم از قلبم که گورستان دخترهاست
این آهنگ را پخش کن تا متن همزمان پیش برود
نظرها
در حال بارگذاری…