
متن آهنگ
تو غربتى گرفتارم تو خاک دامن گیر تو
تیغ دو لبه میمانه چشای سر سنگین تو
من نفسام از جنس سرد پسری از دیار غم
اون دنیای دروغ زاده میشیم هر بار با درد
چندتا نوشته رو تنم نوشتم به یادگاری
ای دنیا مال ما نبود با ما نداشت سازگاری
چرخش چرخ روزگار هیچ وقت نبود به کاممان
کاش بشه یه روز جا به جا ای قانون شاه و گدا
زیر سایه پروردگار ندیدیم هیچ عدالتى
سهممانه از دنیا داد نکردیم هیچ شکایتى
دیه هیچى عجیب نیست تا غم دست غمینیست
یا مرگ یا کنج قفس راهى بجز ای دو نیست
نه درد دله گلگى نه خوشحال از غم کسى
وصله به نفسى هر ناکسى میشه کسى
این آهنگ را پخش کن تا متن همزمان پیش برود
نظرها
در حال بارگذاری…