
متن آهنگ
در این خزان آرزو امید بر تو بسته ام
من به امید معجزه به دست تو نشسته ام...
به خانه ام بیا شبی قدم به چشم من بنه
بنشین کنار من دمی سبو به دست من بده...
تمام کن فراق را که بی تو بی جانم دگر
هرچه تو می گویی همان گوش به فرمانم دگر
با رفتن و آمدنت عمر مرا تباه کن...
شکنجه کن مرا ولی یک دم به من نگاه کن
هزار بار بی تو من شب ها کنارت خفته ام...
از خواب چون برخواستم نبودی و آشفته ام
زنده به امید تو و مرده در انتظار تو...
تعبیر رویای من است برخواستن کنار تو
بر این شب بی انتها نوری بدم طلوع کن
پایان این پایان شو و از نو مرا شروع کن
سپرده دل، سپرده سر، سپرده جانم دست تو...
از عشق روح افزای تو تمام جانم مست تو
نظر ز دیده ام بدزد باز مرا خمار کن...
تمام من از آن تو جان مرا قمار کن...
مرا بمیران و سپس دوباره من را زنده کن
در این قمار آخرین باز مرا بازنده کن...
نظرها
در حال بارگذاری…