
متن آهنگ
صلح و آتش بس نداری
تو جای من بودی به یادم زیر این باران چه مى کردی
با خانه ویرانه بعد از تو شده زندان چه مى کردی
ترسم همین بود آخرش باران بیاید تو نیایى
از هرچه ترسیدم سرم آمد کجایى تو کجایى
این دل شد زیر و رو بغض مانده در گلو
رفتى و برای من دیدنت شده آرزو
کجا ماندی تو ای عشق پس کجا ماندی تو ای عشق
تنها رفتى کجا بى وفا شدی چرا
بى تو غرق غم شدم غم کجا و من کجا
چه کردی با من ای عشق تو چه سردی با من ای عشق
رحمى نداری تو قصد صلح و آتش بس نداری
من در پى تو تو از عشق منو از من فراری
دلتنگم هر شب ولى تو میل برگشتن نداری
نامهربانم ببین سرما زده بر جان باغم
نامهربانم چه دردی بعد تو آمد سراغم
بعد تو ای عشق همه دنیای من شد این اتاقم
این دل شد زیر و رو بغض مانده در گلو
رفتى و برای من دیدنت شده آرزو
کجا ماندی تو ای عشق پس کجا ماندی تو ای عشق
تنها رفتى کجا بى وفا شدی چرا
بى تو غرق غم شدم غم کجا و من کجا
چه کردی با من ای عشق تو چه سردی با من ای عشق
مشاهده متن کامل
نظرها
در حال بارگذاری…