
متن آهنگ
چه آشوبیست در سر من شکسته بال و پر من
چه گویم از حال و روزم که ترسیده باور من
همه جونم بغض و آهه ببین آیندم تباهه
درمونم یک قلب خسته چون نوزادی بى پناهه
چه کردم که اینه تاوانش ندارم یک لحظه آرامش
چه کردم با قلب بى تابم که این شده فرجامش
گریزانم از همه دنیا دلم ویران خاطرم تنها
نکن باور صورت من را که سرخه از سیلى ها
جوانى ام سوخت و پژمرد که شوقم را با خودش برد
در این شهر غرق کابوس ببین حتى زندگى مرد
تنم خسته مثل بیده دلم خاموش و تکیده
ببین شور و شوق دیروز دیگه از من پر کشیده
مشاهده متن کامل
این آهنگ را پخش کن تا متن همزمان پیش برود
نظرها
در حال بارگذاری…